زاد سال 1348
اینستاگرام: ho.3daghat
گوهر در لحظهای متولد شد که روزها بود در میانهی سکوت و فریاد اردو زده بودم.
جرقهی آغازین این اثر از دلِ احترام من به هنرمندی آمد که سالهاست با ایستادگیِ آرام خود، زبان تازهای برای بیان حقیقت یافته است. برای من، جعفر پناهی نمادِ آن نوع خلاقیت است که نه میهراسد و نه خاموش میشود؛ زبانی که جهان را تکان میدهد.
دنیای من نیز نیازمند زبانی تازه برای بیان خود بود؛
سفال،
لعاب
و در نهایت، سرکشترین نیروی کهن گیتی برای بلوغ، آتش…
ناجیانی برای روایت درونم.
فرم اسب از دل ناخودآگاهم بیرون جهید؛ همچون روحی آرام و همیشه در حرکت.
تضاد میان سردی فلز و گرمی لعاب،
تلاشی بیپایان بود برای پیدا کردن تعادلی میان دو قطب درونم ،میان عقل و احساسم، سکون و حرکتم، سکوت و فریادم.
اما، در فرآیند خلق «گوهر»، چیزی فراتر از خود اثر شکل گرفت.
در میانهی کار به ترکیببندی و نسبتی تازه از خط، حجم و اجرا رسیدم ، نقطهای که نظم و رهایی در آن همآغوش شدند.
آثار پس از «گوهر» ادامهی اکتشافات من در یافتن توازناند؛ دنبالهروِ مسیر گوهرند و ادامهی همان الهامی که در لحظه نخست از جعفر پناهی گرفتم.
برای من گوهر یک مجسمه نیست، لحظه ای از زایش درونی و گواهی بر این باور که فریادها از سکوت آغاز میشوند.