زادسال 1364
اینستاگرام: ali.shams.ir
یکی مثل همین بود، منتها چاپ خشتی، یک کتاب مستطیلی بزرگ. اولین کتابی که کسی -مادرم- برایم خرید، اولین کتابی که داشتم. اولین چیز مکتوبی که درش کلمات را تشخیص دادم.
یک جای کتاب که دزد از دست فلفلی فرار میکرد نوشته بود:
“لباساشو کرد توی ساک
از اصفهان رفت به اراک”
من هر بار که دست توی دست مادرم در خیابان راه میرفتم نگاه میچرخاندم که ببینم مرد مرغ بهدستی دورم هست یا نه!
این اولینباری بود که متن خودش را مثل چیزی واقعی – که میشود باورش کرد و عینی دانست- نشانم داد. از آنجا بینامتنیت من با امر خواندنی آغاز شد و حالا همه چیز- هر چیزی- را مثل یک متن فهم میکنم.