مجید نوید
زاد سال 1344
اینستاگرام: aamaal_institute
مَجید نَوید | کارآفرین و فعال حوزه آموزش
من همیشه جزء آن نود و پنج درصدی بودم که در رقابت سخت مدارس درخشان جایی نداشتند. راستش، حتی جزء پنجاه درصد «قابل قبول» هم نبودم؛ اگر دقیقتر بگویم، در ده درصد پایینتر قرار داشتم. معلمان مرا بهعنوان یک عنصر «مخلّ» از بقیه جدا کردند اما برای خودم دلیلش روشن نبود.
تنها چیزی که یادم مانده این است که از مدرسه رفتن لذت نمیبردم. ذهنم همیشه پر از خیال و آزمایشهای کوچک بود؛ گاهی ریزنویسی میکردم تا ببینم چطور میتوانم دقیقتر بنویسم و گاهی در نماز جماعت بازیِ فاصله مهر را امتحان میکردم.
در کلاس سوم یا چهارم هم مدام از خودم میپرسیدم «آخر من چیام؟» آرزو میکردم مثل آن شاگرد خوشآواز و موفق باشم. در تخیلاتم جای او را میگرفتم و از نگاه او به خودم نگاه میکردم؛ بعد فهمیدم که محکومم به همین بودنِ خودم. بعدها این داستان را برای یکی از معلمها تعریف کردم و او گفت: «این افکار، فکر یک دانشآموز ابتدایی نیست.» آن جمله در گوشم ماند و برایم معنیاش این بود که باید فکرم را پیش خودم مخفی کنم.
سالها بعد از خودم پرسیدم آیا مشکل از مدرسه است؟ اما این پرسش مرا به ناکامی برد، پس زاویه سوالم را تغییر دادم: «اگر من بخواهم برای کسی مثل خودم درس بدهم، چهکار میکنم؟» این تغییر کوچک اما مهم باعث شد برای درس خواندن، دنبال درک عمیقتر و چراییِ مطالب باشم.
سالها خودم را در تدریس و مطالعه دربارهٔ آموزش و مشارکت در ایجاد مدرسهای متفاوت آزمودم. همیشه در فکر بودم که چه چیزی میتواند واقعا متفاوت باشد؛ آیا مدرسهای در آپارتمان هم میتواند «مدرسه» باشد؟ آموزش محدود به دیوارهای مدرسه نیست؛ آنچه لازم است معلمانیاند که راههای زندگی و فهمِ جهان را میشناسند، خودشان اشتیاق یادگیری را کشف کردهاند و میتوانند آن را منتقل کنند. این حاصلِ سفر طولانیِ من بود — سفری که همچنان ادامه دارد — برای همراهی با معلمانی عزیز که یاد دادنِ فکر کردن، یادگیری و کشفِ دنیا و زیستن مسالمتآمیز با آن را به ما میآموزند.