حضور نوید نجفی در ایونت نقطه خط کمکس

زاد سال 1359

اینستاگرام: corna_couture

نَوید نَجَفی | Fashion Designer

از زمانی که خیلی کوچک بودم، شاید ۳ یا ۴ سالم بود، هر وقت از میدان پارک مشهد می‌گذشتم و مجسمه‌ی وسط میدان را می‌دیدم با انگشت به آن اشاره می‌کردم و می‌گفتم: مامان حشی. نمی‌دانم چه چیزی در ذهنم می‌گذشت که آن مجسمه سفید و با ابهت با آن طراحی انتزاعی که هیچ درکی نسبت به آن نداشتم را شبیه مادربزرگم می‌دیدم.

 مامان حشی برای من با تمام زنان دیگر تفاوت داشت. زنی منحصربه‌فرد از نظر زیبایی و در عین سادگی همیشه شیک؛ درست مانند تکیه‌کلامش هنگام تعریف از چیزی: شیک و ساده. 

سال‌ها بعد زمانی که من دیگر سه ساله نبودم، تحصیلات آکادمیکم در زمینه‌ی بازرگانی را در فرنگ پشت سر گذاشته بودم و برای کار به ایران برگشته بودم و سال‌ها در همین زمینه کار کرده بودم، درست در دوره‌ای که تحریم‌ها بر تجارت داخل ایران سایه انداخته بود و شرکت‌ها یکی‌یکی تعطیل می‌شدند و من نیز بیکار شده بودم ، کاری را کردم که همیشه در روزهای سخت به آن پناه می‌برم, برگشتن به خاطرات گذشته. آلبوم‌ها و نوارهای قدیمی را نگاه می‌کردم, آلبوم‌هایی از زمان کودکی خودم تا سال‌ها قبل از آن و باز هم مامان حشی برای من از هر چیز و هر کس دیگر برجسته‌تر بود. همیشه درباره‌ی خلاقیتش در کارهای هنری شنیده بودم، از لباسی که روی آن سبزه سبز کرده بود تا به بالماسکه برود تا لباس‌هایی که خودش می‌بافت، می‌دوخت یا می‌خرید. دقیقا در همان زمان بود که اولین جرقه‌های طراحی لباس در ذهن من زده شد. لباس‌هایی که بیش از هر چیز بر سادگی، زیبایی و مینی‌مال بودن تاکید داشتند. 

این تنها لباسی هست که من از مادربزرگم به یادگار دارم. لباسی که فقط در عکس‌ها آن را در تنش دیده‌ام و من اگر دنبال ریشه‌ی سلیقه‌ام باشم ردش را بی‌تردید در او پیدا می‌کنم.